سيد حسن خواجه نقيب الاشراف بخاري ( نثارى )
25
مذكر احباب ( فارسى )
صحبت شريفش بىعلما و فضلا نبود « « 3 » » . و در تمجيد حفّاظ كلام مجيد سعى بليغ مىفرمود . و سمرقند در ايّام دولت و سلطنتش « « 4 » » رشك بلاد شده بود و حدايق و بساتينش چون باغ ارم و خرّم مىنمود « « 5 » » . و ارم باغى است « « 6 » » كه شداد بن عاد در اراضى صنعا و حضرموت بنا كرده و دوازده فرسخ در دوازده فرسخ است و به اختلاف روايات در پانصد سال يا سيصد سال به اتمام رسيده ، صد وكيل كارفرماى بوده و هر وكيلى هزار صانع استاد « « 7 » » داشته و چهل هزار قصر آنجا بوده و از چهل فرسخ « « 8 » » آب به آنجا آوردهاند و خشتهاى عماراتش از طلا و نقره بوده و در جويهايش « « 9 » » به جاى سنگريزه جواهر ريخته بودهاند و به خاكش مشك و زعفران آميخته و بعد از اتمام آن با سيصد هزار كس متوجّه آن بستان شده « « 10 » » و قبل از وصول او بدان مكان صيحهاى از آسمان آمده و همه آن لشكر « « 11 » » را با ملك و صنّاع و عمّال به دركهء جهنم رسانيده و آن مكان از چشم مردمان غايب شده الّا در زمان خلافت معاويه « « 12 » » - رضى الله عنه - قدامه نام شخصى آن را ديده و آن قصه مسطور [ و ] مشهور است . و خان مذكور را به حسب « « 13 » » خاصيت عدالت زمان خانيش از اخوان بيش و شوكتش و ابّهتش از اقران در پيش بوده . علم تاريخ را نيكو مىدانست و از علم نجوم « « 14 » » نيز وقوفى داشت ، ساعات مستوى ليل و نهار « « 15 » » را تقسيم نموده بود و هر ساعتى كارى كه مناسب آن بود ، مىكرد . و حافظهء قوى داشت چيزى كه به سمع شريفش رسيدى يا منظور نظر كيميا اثرش گشتى در خاطر عاطرش « « 16 » » نشسته به زودى از صفحهء ضمير مهر تنويرش محو نگشتى . اين فقير صفات حميده از آن جناب بسيار مشاهده نموده ، گاهى به شعرا و ندما صحبت مىداشت اما به شعر گفتن كم اشتغال مىنمود و اين مطلع رنگين را به آن جناب نسبت مىكنند كه به تركى گفته : نظم ماوى با علنيغى ساليب تور دمبرم قاش او پستنه * ناز برلان هر نى قبله اول پرى باش اوستينه و خان كيوانرفعت برجيسخصلت را به واسطهء نسبت فرزندى سلطان شهيد الغبيك گوركان
--> ( 3 ) . K نبوده ( 4 ) . P ايام معدلتش ( 5 ) . K , P حدايقش خوشتر از باغ ارم مىنموده ( 6 ) . P , K شهرى است ( 7 ) . K هزار صانع ( 8 ) . P چهل فرسخى ( 9 ) . B جويها ( 10 ) . P متوجه شده ( 11 ) . P همهء لشكرى ( 12 ) . P , K در زمان معاويه ( 13 ) . P به سبب ؛ K به جهت ( 14 ) . P , K و از نجوم ( 15 ) . P ليل النهار ( 16 ) . P در خاطرش